ما جامعه ای هستیم که از فناوری دیجیتال رانده می شود. این تأثیر آن است که کشورهایی وجود دارند که شهروندان دارای آب جاری نیستند ، بلکه تلفن های هوشمند خود را دارند. بازاریابی دیجیتال تأثیر شگرفی در تعامل ، کار ، خرید و عادات افراد دارد.

دیجیتال

به این ترتیب ، شرکت ها امروز باید در مورد چگونگی استفاده از جهان دیجیتالی برای به حداکثر رساندن آگاهی و تأثیر برند خود ، درک کاملی داشته باشند. در این وبلاگ ، ما به ۹ مورد از بزرگترین روشهای تغییر بازاریابی دیجیتال و تغییر در نحوه عملکرد مشاغل و برندها نگاه می کنیم.

۱) ارتباط فوری

تعامل با مشتریان بالقوه امروز می تواند مانند چرخاندن چرخ رولت باشد. توپ رولت پیام مارکتینگ شرکت را نشان می دهد ، که چرخش می چرخد ​​و گزاف می زند تا چرخ قبل از فرود در فضا (یعنی مشتری) چرخش کند. رسانه های اجتماعی به عنوان چرخ خود عمل می کنند ، و این امکان را به شرکت ها می دهد تا با افراد در یک مکان عمومی ارتباط برقرار کنند و یک کانال برای تبلیغ محصولات ، خدمات و پیام های شفاف فراهم می کنند.

اما بازیکن جدیدی در این بازی وجود دارد و مشاغل باید قبل از ترک بندر بفهمند که چگونه می توانند سوار قایق ضرب المثلی شوند. به گفته اکونومیست ، یک چهارم از تمام برنامه های بارگیری شده پس از یک بار استفاده تنها با پیام های فوری با گره خوردن روند از بین می روند.

۲) اضافه بار محتوا

چقدر محتوا از طریق رسانه های اجتماعی و برنامه های پیام رسانی توزیع می شود؟ جواب بسیار بزرگ است ، آنقدر عظیم که اصطلاح شوک محتوا را به آن داده است. هر ۶۰ ثانیه ۳٫۳ میلیون نفر یک پست فیسبوک ایجاد می کنند و ۲۹ میلیون پیام از طریق واتساپ توزیع می شود. این بدان معناست که اگر بخواهند پیام و مارک خود را توسط افرادی که از این برنامه ها استفاده می کنند متوجه شوند ، بازاریابان کار خود را قطع کرده اند.

۳) درایوهای داده

فناوری مدرن به بازاریابان این امکان را می دهد تا دانش عظیمی از مشتریان خود کسب کنند. با این حال ، شرکت ها باید بدانند که چگونه ، از کجا و چه زمانی از این داده ها استفاده کنند. برخی از بهترین راه های دستیابی به این هدف عبارتند از:

     

  • دانستن کدام معیارها برای موفقیت شرکت مهمتر است – کلید تأثیرگذاری از داده ها ، دانستن آنچه سازمان شما می خواهد از آن استفاده کند ، است. نکته اصلی این است که در مورد نتایج کسب و کار بسیار مشخص باشد و آن را در نحوه اندازه گیری داده ها و چگونگی تأثیر آن بر تجارت گسترده تر بسازد.
  •  

  • دانستن اینکه کدام کانال های مشتری پرداخت می کنند – مجموعه فناوری ها و کانال ها به گونه ای است که یک مارک تجاری باید روی مواردی که مشتری خود با آنها ارتباط معناداری دارد تمرکز کند. دوست داشتن و اظهارنظرها ممکن است مهم به نظر برسند ، اما آنچه که مهم است درگیری است که باعث ایجاد رابطه بین مشتری و یک برند می شود.
  •  

  • داشتن کارمندان با مهارت های تحلیلی برای پردازش داده ها – تمام داده های موجود در جهان بدون مهارت های داخلی بی فایده است تا بدانند با آن چه کار کنند. اطلاعات از داده ها همان چیزی است که می تواند باعث ایجاد مشاغل شود و به آنها در درک رفتار و نقاط درد یک مصرف کننده کمک کند.
  •  

  • ایجاد محتوا شخصی سازی شده و مشتری متمرکز است – حجم عظیم داده ها در فضای مجازی باعث می شود تا هیچ نام تجاری تأثیر واقعی نداشته باشد. نکته مهم این است که بدانیم مخاطب هدف کیست و ایجاد محتوا که توجه آنها را جلب کند و آنها را به مشارکت تشویق کند.

۴) شفافیت را طلب می کند

در دنیای دیجیتالی امروز ، مشتریان می خواهند درباره شرکت هایی که با آنها تعامل دارند و از آنجا خریداری می کنند ، آگاهی داشته باشند. برای ایجاد وفاداری مارک ها باید شفاف باشند و شخصیت خود را به صورت آنلاین و اخلاق شرکت نشان دهند. این موضوع به ویژه وقتی مربوط به محصولات غذایی است که مصرف کنندگان می خواهند دقیقاً در چیزهایی که می خورند بدانند.

مطالعه ای توسط لاbel بینش فقط ۱۲٪ از مصرف کنندگان وقتی به بسته بندی می پردازند اعتماد می کنند و به دنبال اطلاعاتی در مورد محصول در جاهای دیگر هستند گرچه ۶۷٪ معتقدند که اطلاعات مربوط به این برند را در اختیار برند قرار می دهد.

برای آن دسته از مشاغل شفاف و شفاف که با مشتریان ارتباط برقرار می کنند ، پاداش با وفاداری است که ۹۴٪ از مصرف کنندگان ادعا می کنند با شرکتی که شفافیت ارائه می دهد بپیوندند و ۷۳٪ نیز مایل به پرداخت هزینه بیشتری برای محصولی هستند که آن را ارائه می دهند.

این نیاز به شفافیت در بسته بندی مواد غذایی به جنبه های مختلف تجارت از جایی که چگونه رفتار کارمندان خود را با آنچه به جامعه و جوامع باز می گرداند ، گسترش می یابد. رهبران دیجیتالی این مسئله را درک کرده و اطمینان حاصل می کنند که مشتریانشان با اطلاعات مربوطه ، چه خوب ، چه بد و چه زشت ، آگاه شوند.

۵) صمیمیت را تقویت می کند

مشاغل می توانند مبنای عظیمی از مشتریان بالقوه را براساس داده هایی که می توانند جمع آوری کنند بیاموزند. شرکت های هوشمند از این داده ها برای ایجاد پیام های بازاریابی بسیار شخصی استفاده می کنند و نسل جوان در حال خوردن آن هستند.

به نظر می رسد پیشرفت های اجتماعی و درک دیگران از محرک های هزاره است. این باعث می شود شخصی سازی به ابزاری قدرتمند تبدیل شود ، زیرا ۸۵٪ از کاربران در صورت شخصی سازی و پشتیبانی پیام اجتماعی ، احتمالاً محصولی را خریداری می کنند.

یکی از شرکتی که در این زمینه سرآمد است EasyJet است.

آنچه منجر به نرخ باز بیش از ۱۰۰٪ بیشتر از یک خبرنامه متوسط ​​EasyJet بود – با ۲۵٪ نرخ کلیک بیشتر. در رسانه های اجتماعی ، مردم در عرض چند دقیقه با یک واکنش افراطی مثبت و با دسترسی ۶۸۵۰۰۰ نفر و بیش از ۱٫۱ میلیون برداشت ، واکنش نشان دادند. علاوه بر این ، در کل بازارها ، ۷٫۵٪ مشتریانی که ایمیل دریافت کرده اند ظرف ۳۰ روز آینده اقدام به رزرو کردن کردند.

۶) نژاد جدیدی از تأثیرگذار

رسانه های اجتماعی و رسانه های ویدیویی مانند یوتیوب این امکان را برای افراد عادی فراهم کرده است که بسیار مؤثر باشند. شرکت ها دیگر نیازی به استخدام افراد مشهور برای تأیید محصولات خود ندارند تا میلیون ها نفر از مردم به محصول یا خدمات خود علاقه مند شوند.

استخدام

اکنون ، افراد عادی و بدون اعتبار غیر از پیروان در رسانه های اجتماعی این امکان را دارند که با تأیید یک محصول خاص ، بر کسانی که تحت تأثیر قرار می گیرند ، تأثیر بگذارند. PewDiePie ، کمدین مبتنی بر وب سوئدی را با بیش از ۴۷ میلیون نفر تهیه کنید. در حالیکه میکرو تأثیرگذار – افرادی که زیر ۱۰۰۰۰۰ دنبال کننده دارند ، بیشتر از افراد مشهور مشهور ، تأثیر بیشتری دارند و میزان تعامل بالاتری دارند.

با آگاهی از این تأثیرگذارهای جدید ، برندها برای ترغیب و درگیر کردن مشتری اقدام به استخدام مؤسساتی کرده اند. به عنوان مثال ، Coca-Cola را که از اتکا به جایگاه های محصول Infencer استفاده کرده اند به استخدام تأثیرگذار به عنوان میزبان در کانال یوتیوب خود ، Coke TV ، ببرید.

این تعامل بین مارک و مخاطبان بسیار فراتر از قرار دادن محصول استاندارد ایجاد کرده است. فیلیپ هارتمان ، رئیس محتوا در کوکاکولا آلمان گفت: “جوانان کمی از تبلیغات خسته شده اند.”

۷) پخش Catch-Up

فناوری دیجیتال با سرعتی فوق العاده سریع تغییر می کند. اغلب یک شبه این تغییرات با بی امانتی انجام می شود که کارمندان بخش های مختلف را چابک می دانند ، با هم همکاری می کنند و از همه مهمتر با پیشرفت خود به روز هستند تا مهارت لازم برای سازگاری و استفاده از این تغییرات را به نفع شرکت داشته باشند.

ادامه تحصیل به عنوان و در صورت نیاز کارمندان ، راهی عالی برای دستیابی به این هدف است. با ارتقاء نیروی کار در جدیدترین و کاربردی ترین فن آوری ها ، استراتژی ها و تکنیک ها ، کارکنان می توانند در دانستن آنچه در این خط قرار دارد پیشگویی کنند و درک کنند که مارک آنها چگونه می تواند از این تغییرات به نفع خود استفاده کند.

از IBM به عنوان نمونه استفاده کنید. با آگاهی دقیق از تغییر چشم انداز ، آنها یک برنامه آزمایشی فروش دیجیتال را معرفی کردند که تیم فروش سنتی آنها را به فروشندگان دیجیتالی تبدیل کرده است. خلبان آنقدر موفقیت آمیز نشان داد که اکنون در یک مقیاس جهانی راه یافته است تا توانایی فروش کارمندان خود را تغییر دهد ، درآمد را هدایت کند و ذهنیت و وضعیت خود را در شبکه های آنلاین بهبود بخشد.

در اصل ، برای دستیابی به موفقیت دیجیتالی ، مشاغل مختلف در صنعت باید از سرعت تغییر آگاه باشند و در ابتکارهای یادگیری و توسعه که اطمینان می دهد نیروی کار آنها در لبه بازاریابی دیجیتال و تاکتیکهای فروش باشد ، سرمایه گذاری کنند.

۸) نوآوری را تشویق کنید

دiv id = “”>

این منظره جدید باعث شده است تا برندها با استفاده از روشهای جدید برای دستیابی و تعامل با مشتریان خود ، مبتکرانه باشند. در مواجهه با اخلالگران ، بسیاری از بخش ها باید خلاق باشند و ابتکاراتی را انجام دهند که آنها را قادر به رقابت کند. برای مثال از بخش مالی استفاده کنید ، که با رقابت شدید PayPal و گوگل Wallet روبرو هستید ، مؤسسات مالی به روشهای جدیدی برای همکاری و تأثیرگذاری مشتریان نیاز دارند.

افتتاح آزمایشگاه نوآوری در آسیا و اقیانوسیه ، نوعی نبوغ را برای HSBC که از این مرکز برای توسعه خدمات بانکی دیجیتال و تلفن همراه نسل بعدی استفاده می کردند ، اثبات کرد. هدف این آزمایشگاه تقویت برنامه جهانی نوآوری بانک است تا بتواند از دسترسی و اتصال بین المللی بهره ببرد.

۹) مارکهای ساخته شده بیشتر انسانی

با توجه به محبوبیت و تأثیر آن ، بازاریابی در رسانه های اجتماعی باید استراتژی بازاریابی هر شرکتی باشد زیرا مشتریان باید به شرکتی که از آن خریداری می کنند اعتماد و درک کنند.

یکی از بهترین نمونه های شرکتی که این ایده را به یک هنر تبدیل کرده است ، اپل است. بازاریابی استراتژیک تضمین می کند که آگاهی از برند در بین کاربران خود حائز اهمیت است ، و آنقدر مؤثر است که اپل میلیون ها نفر از مردم را از محصولات خود پشتیبانی کند ، حتی قبل از انتشار آنها!

آنها با استفاده از رویدادهای پخش مستقیم زندگی می کنند که منجر به انبوهی از مشتریان فداکار می شود که احساس می کنند بخشی از سفر به برند هستند و به همین ترتیب وقتی اپل محصول جدیدی را عرضه می کند مخاطب متعهد و توجه دارد.

در پایان ، نکته اصلی این است که اگر یک برند بخواهد در حال حاضر و در آینده قابل پیش بینی موفق شود ، باید با حفظ پهلو به پویا در حال پیشرفت فن آوری و سیستم عامل ها و همچنین سرمایه گذاری در استعدادهای دیجیتال که می تواند در نوعی “رادار فرهنگی” سرمایه گذاری کند. سفر مشتری را درک کنید و داده های مربوط را تفسیر کنید تا بینش آموزنده ای ایجاد کنید. آن دسته از مارک هایی که می توانند تصویب و سازگار شوند ، از رقبای خود بالاتر می روند.

کلوداگ اوبراین

متخصص ارشد محتوا

داستانهای مرتبط

۵- روند اصلی بازاریابی دیجیتال سازمانها در سال ۲۰۱۷

بازاریابی دیجیتال
صنعت

رهبری دیجیتال: ۶ نمونه از برندهایی که Reign Supreme می شوند

بازاریابی دیجیتال
تحول دیجیتال
صنعت

آیا سازمان شما از مهارت های دیجیتالی مناسبی برای سال ۲۰۱۷ برخوردار است؟

بازاریابی دیجیتال
مهارت های دیجیتال
صنعت

Written by